توضیحات
فرهاد پيربال
وی متولد 1961 در شهر اربيل است. او در اوايل جواني مجبور به ترك خاك كردستان شد و سال 1984 بهعنوان پناهنده وارد ايران شد و چند سال در اردوگاه پناهندگان كُرد در شهر كرج با عنوان پناهندهي شمارهي 33333 زندگي ميكرد كه شعر معروفي هم با همين عنوان در اين باره سروده است. او چند سال بعد به دانمارك و سپس فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن پاریس به تحصیل در رشتهی زبان و ادبیات کُردی پرداخت. در سال 1994 به اربيل بازگشت و هماكنون در دانشگاههاي اربيل و صلاحالدين مشغول تدريس است. پیربال بیش از اندازه روشنفکر و نابغه است و همین نبوغ و روشنفکری، مسؤولیت او را بیش از پیش سنگین و سنگینتر کرده و تاب تحمل دردهای جامعهاش را از او گرفته است.
آب: بردهي سفيدپوست خاك./ آبرو: چارقد نازكي است كه زيبايي را زيباتر ميكند./ آتش: هفتادوهشت معني دارد كه مهمترينشان «تاريكي» است./ آدميزاد: بسيار شگفتانگيز است! از وقتي كه پا به دنيا گذاشته، مدام ميميرد و زنده ميشود… ميميرد و زنده ميشود… ميميرد و زنده ميشود.
این کتاب نوزدهمین عنوان از مجموعه شعر جهان انتشارات سولار است.









دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.